11.05.17 00:01 Alter: 15 days

فرهنگ قاسمی: انتخابات و حقوق سياسى در جمهوری اسلامی

Kategorie: Nachricht

 

 

بيش از ٣٨ است كه معضل و پرُبلماتيك (پرسش انگیر) انتخابات در جمهوري اسلامى همان حقوق سياسى مردم است که بود، به همین جهت هنوز در بر همان پاشنه می چرخد که می چرخید وتا زمانیکه این معضل واکاوی و حل نشود از كوزه شكسته اين هياهوهاى چهار ساله به عنوان "اتنخابات" قطره ی ناب و با طراوتی نميتواند بيرون آید و به طبيعت پرسشگر و نقاد انسان قرن حاضر كه سنگرهاى دین و مکتب را يكى پس از ديگر درنورديده و امروز نگاهى ژوف به دوردست ها و به ماوراى مدرنيته دارد نويد انكشاف گرى بدهد.

حقوق سیاسی و حقوق شهروندی

اما حقوق سياسى كدام حقوق هستند؟ حقوق سياسى غالبا با حقوق شهروندى اشتباه ميشوند. در ادبيات سياسى ايران بين حقوق سياسى و حقوق شهروندى تفكيك به عمل نیامده است. در حاليكه تفكيك اين دو حوزه حقوقی در شناخت مقوله شهروند و فراروند دموكراسى اهميت دارد.

اگر باور داشته باشیم که سیاست مدیریت جامعه برای خوشبختی و رهایی انسان از سلطه است، این عمل بدون مشارکت او تحقق پذیر نیست. پس حقوق سياسى روح حقوق انسانی است. به عبارت دیگر حقوق سياسى در قلب حقوق شهروندى و حقوق شهروندى در مركز ثقل منشور جهانى حقوق بشر است. اما حقوق سياسى آن بخش از حقوق انسانى می باشد که براى اداره دموكراتيك كشور واستقرار دموكراسى لازم است كه بايستى توسط حاكميت مبتنی بر روابط دولت - ملت تضمين شود.[1] حقوق سیاسی آن دسته از حقوقی هستند که برای اهداف سیاسی به کار گرفته می شوند. حقوق سياسى را در دو اصل اساسى: حق انتخاب كردن و حق انتخاب شدن، می‌توان تشریح کرد. این حقوق بایستی به طور مشخص در قانون اساسی ذکر شده باشد و  الزام به آن از وظایف دولت هاست. شهروندان می‌توانند از این حقوق به صورت فردی و یا به صورت اجتماعی برای دخالت در امور سیاسی استفاده کنند. بر اساس این حقوق مخالفان حاکمیت باید بتوانند به طور فردی و گروهی با استفاده از آزادیهای شهروندی و مواد  تصریح شده در منشور جهانی حقوق بشر نظرات و عقاید خود را علیه قدرت سیاسی بیان کنند.

 اماحقوق شهروندی شامل یک سلسله آزادی‌هائی می باشد که تضمین کننده ی حقوق سیاسی و سامان دهنده روند دست یابی به دموکراسی هستند که عبارتند از حق آزادى انديشه و بيان، حق آزادى تشكيل جلسه و گفتگو و بحث، حق آزادى تشكيل حزب و انجمن، حق آزادى اعتراض، اعتصاب و تظاهر، حق برخوردارى از حقوق مدنى، حق آزادى انتشار و تبادل اخبار و اطلاعات، حق آزادى وسائل ارتباط جمعى مانند روزنامه و كتاب ها …. حقوق سياسى روح و كانون حقوق شهروندى و حقوق بشر است. در اینجاست که رابطه ی بین حقوق سیاسی و شهروند و دموکراسی مشخص می گردد. در واقع با این تعریف شهروند كسى است كه از حقوق سياسى خود در يك جامعه مدنی بهرمند می‌گردد. اگر حاكميتى حقوق سياسى شهروندان خود را رعايت نكند آن حاكميت دموكراسی و حكومت قانون(État de droit) زير پا گذارده است و دیگر آن حاکمیت، حاكميت شهروندان نيست[2] وچنین نظامی چیزی غیر از یک حاکمیت مستبد و سلطه گرا نمی باشد. اساس جمهوری اسلامی بر چنین بنیادی پایه گذاری شده است که چهار دهه است که  می کوشد خود را بهترین رژیم ممکن در دنیا معرفی کند، اما در حقیقت در این حاکمیت، یک فرمانروای مذهبی در بالا نشسته و عده ای شریعتمدار زیر نظر او حکومت می کنند و با قوانین دینی عقب مانده و غیر انسانی ادعا می کنند که دارند خوب  را از بد تمیز می دهند و مردم را به راه خوب و راست هدایت میکنند، اما در عمل میبینیم که در گردونه بد و بدتر گرفتار آمده اند.

 در حقیقت بنیاد فکری نویسندگان قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی ایران منبعث از تفکر فلسفی افلاطون اما با نگاهی  مذهبی می باشد که در آن آریستوکراسی مذهبی به جای اریستوکراسی یونان باستان فرمانروایی تمام گرای خود را در قرن بیست و یکم اعمال می کند. رژیمی که در آن مراجع مذهبی حکومت می کنند طبقه ی پاسداران و نظامیان قوانین مذهبی را به مردم تحمیل می نمایند و مردم به عنوان یک طبقه زحمتکش باید کورکورانه اطاعت کنند و رژیم شعار می‌دهد که به نام رهبر و به نام خدا آنچه را که می تواند برای خوبی و خوشبختی امتِ برده بکار می‌گیرد.

دموكراسى و مدیریت دموکراتیک؟

در چنین وضعیتی حقوق سیاسی و شهروندی و انسانی شناخته شده توسط پیشرفت‌های فلسفی، اجتماعی و سیاسی قرن اخیر به سخره گرفته شده است. در اينجاست كه بين شهروند و حاكميت فاصله به وجود آمده و حقوق شهروند پایمال می‌شود. شهروندی که از حقوق سياسى خود بهرمند نشود يا بايد بپذيرد كه ديگر شهروند آن حاكميت نيست، يا بايد براى احقاق حقوق سياسى خود وارد عمل شود. اگر بماند و اعتراض و مبارزه نكند صفت شهروندى شايسته او نيست.

در هر انتخابات مردم باید کسی را انتخاب کنند که در جامعه رفاهیت، دولت و آزادی به وجود آورد. سياست فقط داشتن عقيده و آرمان و حزب و استدلال و منطق و آمار و ارقام و ورقابت و انتقاد قانع كردن و قانع شدن نيست؛ سياست قبل از همه اين ها دلمشغولى به نحوه زندگى مردم و مديريت درست جامعه و تعهد و اقدام برای بهبود آن است. ماكس وبر ميگويد "سياست نگاه به سوى آينده دارد" نگاه به آينده يعنى مديريت جامعه براساس آزادى انسان به عنوان موجود منكشف ومعتقد به رشد اقتصادى، گسترش عدالت و رفاه وآسايش عمومى. من در اینجا با اين استدلال ميخواهم به طرفداران جمهوري اسلامى، مشتاق هاى اصلاح پذيرى حاكميت و به كسانيكه به رأى و راي كشى اين رژيم باور دارند بگويم كه كوشش بيهوده نكنيد كه در نگاه دين و مذهب به ويژه در مذهب شيعه قوه انكشاف انسان آزاد و رهایی از قید و بند تفکرات عقب مانده و دوری جستن از روابط دوران حجر  غائب است. جامعه امروزی در غيبت آزادى و دموكراسى فلج و نامتحرك خواهد بود. معتقدم كه رشد و گسترش دموكراسى در گرو شناخت، تحول، نگهدارى و دخالت ملت است.

اما دموکراسی را در شرایط امروز جوامع چگونه می توان بیان کرد؟ تاملات خود را در این زمینه به شکل زیر  می توانم ارائه دهم :

١- دموكراسى فراروندى است روانه اي كه در اثر ممارست، مصاحبت و تعامل، ذره ذره با انديشه و گفتار و كردار آدمهاى دادخواه و برابر طلب شكل ميگيرد و داوری می شود که بايد کوشید تا همه گير ونهادينه شود.
٢- دموكراسى بسيار شكننده وآسيب پذير است پس بايستى دراثر قوانين شفاف در يك حاكميت ملى نوشته و بوسيله نهاد قانونگذارى آن تصويب شده و توسط قوه قانونى دولت ملى به اجرا گذارده شود.
٣- دموكراسى با هوشيارى و مسؤليت نيروى روشنفكران پيكارگر و مردم آگاه و مطبوعات مستقل نگهدارى شده و با سير تكاملى جامعه تحول و گسترش كيفى پيدا مى كند.
٤- بدين شكل ميبينيم كه دموكراسى يك ميدان كارزار دائم و بى وقفه است كه اگر از دخالت ملت تهى شود عليه خود عمل مى كند.

در ایران که هیچکدام از امکانات حقوق و آزادی های سیاسی فراهم نیست انتخابات و به تبع آن مناظره های انتخاباتی امری انتزاعی، در چارچوب نظام و برای حفظ آن و در شرایطی کاملاً کنترل شده زیر دستورات رهبری برنامه ریزی می شوند. در چنین شرائطی بر رژيم اسلامی كه اين آرمان ها را تخريب ميكند حرجى نيست بر احوالات برخى از افراد كه در اصطلاح سياسى اين چند دهه اخير إصلاح طلب نام گرفته اند بايد گريست كه چنين پس رفته اند و هر روز با افتادن در دام تحول طلبى (ناممکن رژيم) پس تر ميروند.

داوری مردم عادی

اما در اين ميان لايه مردم عادى بطور شفاف و بر اساس مطالبات مشخصه مادی خود با رژیم خط كشى ميكنند. تعجب ندارد اگر مي بينيم كه تحليل هاى آقايان اصلاح طلب كه در لإيه "روشنفكر" نير جاى خوش كرده اند، در مقايسه با تحليل هاى ساده و بي غل و غش مردم كوچه و بازار بسيار واپسگراتر است. تفاوت اين اختلاف در هيچ چيز غير از اين واقعيت نيست كه مردم عادى از روزگار مى آموزند اما اين "روشنفکران"إصلاح طلب ميخواهند به روزگار بياموزند. آیا اینان می‌تواند در مقابل تحولات اجتماعی که لازمه بیرون رفت از این شرایط غیردموکراتیک است موفقیتی به دست آورند؟ در جستجوی پاسخ باید گفت که هر جامعه در تاريخ خود عناصر خادم و خائن دارد كه تنها با ارزش هاى جامعه مدرن و با اخلاق و در عمل سياسى و اجتماعى مى توان کارنامه آنها را سنجيد. از جمله در ايران هميشه برخى از افراد انقلابى به مرور زمان معتدل و اصلاح طلب و حتى سازش كار شده اند. در فرانسه ديديم كه چگونه ژرژ سورل آناركوسنديكاليست، شد مشاور موسولنی فاشیست! در ایران خودمان تقى زاده انقلابى عصر مشروطه شد سناتور دربار شاهنشاهى! گروهی از توده اى ها و چريك ها شدند عضو حزب رستاخيز يا توبه كردند وشدند خميني تَر از خمينى، نمونه هايش كيانورى و… ! جلو اين پديده را نميتوان به سادگى گرفت.

سال هاست كه طيفى از عناصر اپوزيسيون تمايلات اصلاح پذيرى جمهوري اسلامى را كشف كرده اند. البته که طبيعت انسان تحول پذير است، اين تحولات بايستى در جهت مثبت و برای پیشرفت جامعه و گسترش آزادی و دموکراسی و استقلال انسان باشد. مگر در اين چهار دهه گذشته در ساختار و انديشه راهبردى جمهورى اسلامى تحولى به وجود آمده است که باید دست به سوی او دراز کرد؟ به راستى علت این دلبستگی شدید به اصلاح پذیری رژیم در چيست؟ شايد علت در آغاز حركت و آموزش سياسى و  ساختار مبارزاتى و نگاهى است كه اين انسان هاى سياسى به مديريت جامعه مى اندازند. امثال نويسنده اين سطور در عمر سياسى خود شاهد چنين جا به جائى هائى بوده و در عين حال در همين جامعه مصدق ها و ارانى ها و... راهم از خاطر نبرده ايم.

خوشبختانه هر روز كه ميگذرد بر تعداد كسانيكه به انتخابات و به رژيم نه ميگويند و در کنار مردم قرار میگیرند افزوده می شود.

تحریم و بایکوت مقاومت است

تحريم بايد اثباتى وبا روشنگرى همراه باشد، جنبه صدور حكم نداشته باشد، انتخاب درست بدون آزادى ودر شرايط استبدادى ميسر نيست. تحريم بايد نه به انتصابات و نه به ساختار و حاكميت جمهوری اسلامی باشد. نه گفتن به انتصابات وتلاش براى بدست آوردن حقوق شهروندى و آزاديها جامعه انسانى وشرايط لازم براى انتخابات آزاد و ارائه چشم انداز حاصل از آن در جامعه باز وآزاد اقدامات اثباتى هستند که آینده ایران را ترسیم می کنند.

اگر شما آزاديخواه و متكى به نفس و اراده خود هستيد هيچ تحميلی را نبايد قبول كنيد. تحمیل شکل های گوناگون دارد، تحميل نوع بر خورد با دشمن هم از انجمله است که اصلاح طلبان رژیم نسبت به مردم عادی اعمال می کنند. مهم ابتكار عمل و برنامه ريزى مقاومت با كمترين هزينه مادى و انسانى و بالاترين دستاورد اجتماعى و فرهنگى است. بنابراين براي ابتكار عمل و برخورد غير خشونت آميز بايد برنامه ريزى و تبليغ كرد. هزينه اش در مقايسه با شيوه هاي خشونت آميز تحميلى و غير تحميلى و جنگ داخلى بسيار نا چيز است و نتيجه آن باعث افزايش ادراك اجتماعى شده و قابل كنترل و قابل سرمايه گذارى غير مادى و افزايش مشاركت مردم ميباشد. در شرائط جنگ هيچ چيز قابل كنترل نيست. پايان بخشيدن به آن هم در دسترسى طرفين ديگر نخواهد بود. وانگهى مردم ممكن است تحت تاثیر شرایطی چيز ديگرى بگويند و چيز ديگرى بخواهند. افراد و سازمانهای سياسى، روشنفكران، فعالان اجتماعى بايد انچه را بگويند كه به نفع مردم و جامعه و آينده آن ميباشد.

يازده دوره است که در به همين پاشنه ميگرد؛ يعنى حاکمیت تئوکراتیک نه تنها ابتدائی ترین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی زیرپا ميگذارد بلکه امکان فعالیت های سیاسی، اجتماعی واقتصادی و فرصت برای زندگی بهتر و رفاهیت و امنیت را انحصارى كرده است وفقط اريستوكراسى مافیای دولتی ودستگاه ولایت فقیه از آن استفاده ميكنند.

حق رأى يك ارزش اجتماعى و يكى از ثروت هاى غير مادى هر شهروند شرافتمند است و ثروت غير مادى قابل خريد و فروش نيست و همينكه فروخته شد كالا ميشود.

 مردمى كه براى خود حرمت قائلند ميدانند كه  ارزش راى در بكار گيرى درست آنست. اگر به انتخاب درست خود يقين نداريد يك انتخاب شرافتمدانه داريد. آن انتخاب نه گفتن، تحريم و بايكوت كردن انتخابات است.

هرکه نامخت ازگذشت روزگار                     نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

 فرهنگ قاسمى  

 

 



[1] * Louis FAVOREU dans son ouvrage où il a écrit, « les droits politiques sont l'ensemble des droits qui permettent aux citoyens de s'impliquer dans le fonctionnement du jeu politique entendu au sens large de l'expression.

[2]    در اینجا اشاره من به دانشمندانی مانند Pareto, Mosca, Weber, Dominique Reynié است




Gozareshgar
info@gozareshgar.com