21.09.09 20:50 Alter: 8 yrs

مجید امید: وا پس آهنگ ی جسورانه و خونین

Kategorie: Meldung Rechts

 

 

 

و بدین گمانه

که نه

بی شک فزون بر این گمان

با تو از

 جوانی ام

سخن می گویم

با تو از

رازه های نا مشترک

اما

عاشقانه ای همگون

و دردهای مشترک

از هر آنچه این میان

از امروز تو

و دیروز من

 

آری از جوانی ام

با تو از

جوانی ام سخن می گویم

 

از لحظه های امید و

 یأس

دقایقی بر آشفته

فریادهای تهی از ترس

و حضوری لبالب از

خجسته بهارانی که

پنداشتم

می آید

سرشار از ترانه و سرود

 

آنروزها هنوز

خدا به باور بود

و خالق ان هستی اش

به نزد بندگان فرمان بر

نهاد تقدسی بی انکار

 

آنروزها من از

نگاه ِ تنگ مردمان

به فرمان راحل ات

ملحد و منافق و مزدور

 

این روزها

تو نازنین

به حکم بی بدیل سید ات

بر انداز و جاسوس و

خاشاکی

 

آن روزها

ندای من

مهرنوش و

ترانه ام

شیرین بود

 

آن روزها نشان من

که نه سبز پود ِ تو

خون دَرَفش ی

ز بیژن و صفائی بود 

 

آن روزها هنوز

فرمان قتل عام من

به جرم اندیشه ام

چیزکی بعید می نمود

اما نمود

 

که یک از چند

دژخیم ِ همگِنان من

امروز

قهرمان توست

و قهرمان من

با سلاح قلم

به خاک خاوران

خاک-------- خاوران

گوراَندری بی مرز و  بی نشان

اما تو

هرگز ت پنداشت

که خفته گان این خاک بی لَحد

ترا

و مرا

جان به کف آبگینه ای ُبدَند

شفاف و ریم آهنگ

 

و هرگز ت آیا

لختی درنگ

بدین شاهدان سرخ چمن

نمود؟

زهی خیال باطل و خوش خیالی جاهل ام باید

در انتظار پاسخی درخور

گرچه ام

با تمامی توان

هر دمی که کس

به آزار تو کوشا ست

در اعتراض ام و تلاش

تا تلاشی هر آنچه ترا

می شکند

و هر آنچه ترا به

کام می برد

 

و بر این باور از

جوانی ام

با تو از

 جوانی ام

سخن می گویم

 

از آن روزهای داغ

لبان تشنه و

سراب خود ساخته ام

 

از آن زمان که نعره می شدم

رهائی را

به گوش خفته گان و جهان

دلخوش به سهمی از

هوا و

تنفسی آزاد

بی لمحه ای محک

بر آنچه در شعار و

شعر من

نهادینه شد

و در غفلت ی زبون

ز داده های دی

حضورم به یغما رفت

 

پس اینک

به یاری خرد صبوری کن

سر زنش مکن مرا و

گمان مبر

که خود امروز

با اتکاء

به سبز بر آمده از روضه و

دعا

به غارت نخواهی رفت

 

مگر ت

 

مگر ت مرا

و پیشینیان مرا

بیاویزی

به گوش بی بار حافظه ات

 

گر نه

از گلوگاه ایمان آسمانی ات

بلعیده خواهی شد .

=======سپتامبر 2009===مجید امید=======================================

ریم آهنگ: بیخ خرغول باشد وبا آن چرک زخم را پاک سازند

گوراندر : گور غیر متعارف و غیر مرسوم، گودل ژرف، گودالی پر

از لاشه انسا ن، گورستان ِ بی مرز.

وا پس آهنگ: عزم کردن به پس، رفتن بسوی عقب

لمحه: زمانه ٔ اندک که به مقدار قلیل باشد

یغما :تاخت و تاراج و غارت و غنیمت و ربودگی

آبگینه : شیشه، آیینه

" شیرین فضیلت کلام،  مهرنوش ابراهیمی، بیژن جزنی، علی اکبر صفائی فراهانی "

" ندا آقا سلطان ، ترانه موسوی "   


Gozareshgar
info@gozareshgar.com